From the preface of the book:

Volumes 19 and 20 of the Ganjnameh series introduce the most significant among extant gardens and palaces of Iran. A sum of 33 gardens and palaces, plus one major ensemble comprising many buildings, are introduced in these two volumes.
It is true that palaces and gardens are two different types of construction, and distinct examples of both types have remained. However, since palaces are usually accompanied by gardens, there are also many examples that are simultaneously a palace and a garden.
If we take no notice of the original foundations of some of the introduced works presented here—which may, according to research, date to the sixth, eighth, or ninth century—are from the eleventh through to the fourteenth century. The earlier examples have changed through centuries to match a figure according to the tastes of the time. 

 

از دیباچه کتاب:

دفتر نوزدهم و بیستم گنجنامه به مهم ترین کاخها و باغهای باقی مانده در ایران اختصاص یافته است. در این دو دفتر سی و سه کاخ و باغ به همراه یک مجموعۀ بسیار مهم، که خود شامل بناهای متعدد است، معرفی می شوند.
پیش از هر چیز باید یادآور شد که کاخ و باغ میتوانند دو گونۀ متفاوت و مستقل از یکدیگر تلقی شوند که هر کدام مصادیقی جداگانه دارند. اما از آنجا که کاخها معمولاً از باغ جدا نیستند نمونه هایی که هم باغ و هم کاخ اند، در بین مصادیق بسیاراند.
اگر از پیشینۀ بنیان بعضی بناهای معرفی شده در این دفترها، که طبق نظر پژوهشگران به قرون ششم یا هشتم و نهم هجری قمری باز می گردد، بگذریم مصادیقی که به دیدارشان خواهیم رفت متعلّق به سده های یازدهم تا چهاردهم هجری قمری اند. آنهایی نیز که سابقه ای قدیمی تر داشته اند در این قرون با تغییر و تحولاتی، مطابق سلیقۀ زمانه، چهره ای جدید یافته اند.

Among works introduced in these two volumes, there are the most significant extant examples of the Safavid era in Esfahan and of the Zand period in Shiraz. Most of the works of the thirteenth and fourteenth centuries are in Tehran, however, and show the transformation of architectural space and spatial design of buildings and gardens in the confrontation between the old traditions of design with the modern and innovative taste of the time. Particularly, comparing examples from the fourteenth century with earlier examples from the thirteenth century speaks of a dominant shift from the old traditions to the new paradigm.

در میان آثاری که از قرون یازدهم و دوازدهم در این دو دفتر معرفی شده اند می توان با مهم ترین مصادیق به جا مانده از دوران صفویان در اصفهان و دوران زندیان در شیراز آشنا شد. مطالعۀ آثار سده های سیزدهم و چهاردهم، که اغلبشان در تهران اند، نیز میتواند تغییر و تحولات فضا و فضاسازی را در طرح بناها و باغهای این دوره، که دورۀ مواجهۀ سنّت های قدیم طراحی با نوخواهی ها و نوآوری های این زمانه است، آشکار کند. بخصوص مقایسۀ نمونه های قرن چهاردهم با مصادیقی که از قرن سیزدهم باقی مانده اند از غلبۀ نگاه و الگوهای جدید بر سنّت های قدیم حکایت دارد.

The Golestan Palace ensemble, comprising the bulk of volume 19, is among the most remarkable and credible evidences to the mentioned point. Its original foundations are usually traced back to the Safavid period; nevertheless, it was developed to become the seat of government during the Qajars. The Golestan Palace ensemble comprises many different sections and buildings. Throughout the thirteenth century to the mid-fourteenth century, and even later, it has undergone many transformations, namely destruction or addition of some buildings, or the modification of existing ones. In order to better trace these changes, each building in this ensemble is introduced separately. Contrary to the standard form of the Ganjnameh series, a separate section is also included on the development history of the whole ensemble that also covers the destroyed buildings. This was aimed at providing a broad and more comprehensive history. I hereby thank the efforts of experts at the Cultural Heritage Organization and the Golestan Palace Ensemble for providing us access to preserved pictures and documents of this ensemble.

در این میان مجموعۀ کاخ گلستان تهران، که بخش قابل توجهی از دفتر نوزدهم به آن اختصاص یافته، شاهد بسیار مهم و معتبری است. تاریخ بنیان گذاری این مجموعه را معمولاً تا دوران صفویان به عقب میبرند؛ اما در دوران قاجاریان است که مجموعه توسعه مییابد و مقرّ حکومت می گردد. مجموعۀ کاخ گلستان شامل بخش ها و بناهای گوناگون است. در طول قرن سیزدهم تا نیمۀ قرن چهاردهم، و حتی پس از آن، این مجموعه تغییر و تحولات بسیار به خود دیده، برخی بناهای آن تخریب شده، بعضی بناها به آن افزوده شده و پاره ای تغییر شکل یافته اند. برای روشن شدن بهتر این تحولّات هر بخش این مجموعه به صورت بنایی مستقل در این دفتر ارائه شده است. علاوه بر آن نیز سیر تحولّات کل مجموعه، که به خصوص بر خلاف روال معمول گنجنامه به بناهای از میان رفته اشاره دارد، در بخشی جداگانه آمده تا تاریخچۀ این مجموعۀ مهم به صورت کامل تر و جامع تری عرضه شود. در اینجا باید از همکاری و همراهی مسئولین سازمان میراث فرهنگی و کاخ گلستان به خاطر در اختیار نهادن تصاویر و مدارک قدیمی این مجموعه تشکر کرد.

Gardens and the making of them are deeply rooted in Iranian history, and are globally renowned. The domain of the Persian Garden exceeds the political limits of past and present Iran, rather reaching a larger cultural domain pervading all the way westward to Spain, and eastward to the heart of India. However, what is presented in the current two volumes includes only a small part of what is left inside the political borders of present-day Iran, and only dating to the later centuries as mentioned above. Unfortunately, of the many gardens from the pre-Safavid era—namely Ghaznavid Gardens in Ghazni and Timurid Gardens in Samarqand (dating from the eighth century or earlier), which he built on the memory of Shiraz Gardens, and also Gardens built by the descendants of Timur in Herat, and those built by Turkmen in Tabriz (during the ninth century), only names or memories have remained.

باغ و باغ سازی در ایران ریشه ای کهن و آوازهای جهانی دارد. قلمرو این شیوۀ باغ سازی به مرزهای سیاسی ایران امروز و دیروز محدود نمی شود؛ بلکه تابع گسترۀ وسیع تری است که قلمرو فرهنگی است و حوزۀ نفوذ آن از یک سو تا اقصای اسپانیا و از سوی دیگر تا قلب هند گسترش مییابد. دو دفتر حاضر بخش کوچکی از این میراث عظیم را فقط در محدودۀ مرزهای سیاسی امروز ایران عرضه میکند و چنانکه آمد مصادیق معرفی شده فقط به چند قرن اخیر تعلق دارند. متاسفانه از باغ های فراوان قبل از دورۀ صفویان، همانند باغ های زمان غزنویان در غزنه یا آثاری که تیمور در سمرقند، به یاد باغ هایی که در شیراز دیده بود و به قرن هشتم و پیش از آن متعلق بودند، ساخت و همچنین باغ هایی که جانشینان تیمور در هرات برپا کردند و باغها و قصرهایی که در قرن نهم به وسیلۀ ترکمانان در تبریز احداث شدند و بسیاری دیگر در جای جای این سرزمین، فقط خاطره و نامی در کتاب ها باقی مانده است.

The Persian Garden is like any other garden in that it is a composition of buildings, water and verdure in a vast area of land. The difference is in its special form, which is treated, organized, and regularly laid out, creating planned and devised sights and imagery. The garden is enclosed in a defined shape, and laid out on a flat or stepped piece of land. The internal divisions are also regularly defined with respect to the main axes. Irregular shapes or fractions of them, or curved and slanted lines do not appear in the layout of a garden. The placement of buildings is predefined and responds to hierarchy. The main building, which is often small is size, rests at the center of the garden. Auxiliary and service buildings are often placed at the side walls so as to clear the vast range of the garden. The open and closed spaces in the main buildings blend so well as if they were indistinguishable.

باغ ایرانی، همانند هر باغ دیگری، ترکیبی از بنا، آب و  سبزه در بستری وسیع است. اما در اینجا این ترکیب صورتی خاص یافته است؛ صورتی پرداخته، به سامان و منتظم با چشم اندازها و تصاویری حساب شده و پیش اندیشیده. باغ محصور است و محدود با شکلی منظم و نهاده بر بستری مسطح یا مطبق. تقسیمات درونی آن هم منظم و قاعده منداند و محورهای اصلی در این تقسیمات نقشی اساسی دارند. شکل های شکسته و نامنظّم و خطوط مورّب یا محدّب در میان باغ جایی ندارند. بناها سلسله مراتبی دارند و هر کدام جایی معلوم. بنای اصلی، که اغلب بنایی کوچک است، در میانۀ باغ می نشیند. ساختمانهای فرعی و خدماتی به کنار میروند و در جدارۀ باغ جای می گیرند تا فضای باغ یک پارچه و وسیع جلوه کند. در بناهای اصلی فضای باز و بسته چنان در هم می آمیزند که از هم شناخته نمی شوند.

It is true that any composition of water and greenery can make up a space that is ecstatic and pleasurable. But in the Persian Garden, because of the designs already mentioned, nature is presented in a special form that accounts for all its richness and fame. In fact, what can be recognized from the Persian Garden is that it was not designed for permanent residence, or for its garden products, rather, it was another image which led the mind of the designer. 
The Persian Garden maker selects all elements of a garden individually, and composes them in a specific scheme with an incomparable precision, awareness, and skill so as to create a natural world apart from the surroundings. Infiniteness is meant to be manifested within the limits of a garden, exposing another facet of nature—as if to delve into the origins and disclose the essence or substance of nature. The Persian Garden maker attempts to reflect a flawless world devoid of all errors and defects of the mundane world, and create a garden as if cutting a gem out of the surrounding nature. He represents a glimpse of heavenly themes on the fringes of earthly life, and provides a pleasurable place for the souls of humans, as if composing a sonnet to the Garden of Paradise.

Kambiz Haji-Qassemi
winter 2015

هر ترکیبی از آب و سبزه در هر حالتی می تواند فضایی دل انگیز و فرح افزا برای انسان پدید آورد. اما در باغ ایرانی به سبب تمهیدات وانتخاب هایی که ذکر شمه ای از آنها رفت، صورتی دیگر از طبیعت ساخته و پرداخته شده است که اسباب این همه غنا و اشتهار است. حقیقت این است که آنچه در باغ های ایرانی ادراک میشود مؤید آن است که طراح باغ در وهلۀ اول نه به سکونت مدام در باغ نظر داشته و نه به بهره برداری از محصولات آن طمع بسته؛ بلکه در ذهن و خیال خود اندیشه ای دیگر را می پرورانده است.
او با دقت و ظرافتی کم نظیر و با آگاهی و تبحّری هوشمندانه، همۀ عناصر باغ را یک به یک برگزیده و در ترکیبی خاص نشانده است تا طبیعتی جدای از طبیعت پیرامونش بیافریند. گویی می خواهد در این محدود، بی کرانگی را تصویر کند و رویی دیگر از طبیعت را جلوه گر سازد؛ به روان و کنه آن نفوذ کند و ذات و گوهرش را بنمایاند. میخواهد جهانی بینقص و کامل و به دور از خطاها و تقریبهای این جهانی را پیش چشم این جهانیان بگذارد. او با خلق این باغ طبیعت را تراش میدهد و از آن گوهری میسازد. لطیفه ای از حقایق آن عالم را بر حاشیۀ زندگی این جهانی می نشاند؛ تفرّجگاهی برای روح آدمی فراهم می آورد و غزلی در فراق عالم موعود می سراید.

کامبیز حاجی قاسمی
زمستان 1393


The majority of the photographers of Ganjnameh, Volumes 19 and 20 from 1995 until 2001 were Keivan Jourabchi, Navid Mardoukhi Rowhani and Behnam Qelich-Khani. The rest of the photos of these volumes were shot by Hossein Farahani in 2015. Both of these volumes were published in summer 2016.

بخش عمده عکاس های جلد های 19 و 20 کتاب گنجنامه در سال های 1374 تا 1380 توسط کیوان جورابچی، نوید مردوخی روحانی، بهنام قلیچ خانی عکاسی شده است. ادامه عملیات عکاسی این مجلدات در سال 1394 توسط حسین فراهانی انجام و تکمیل شد. هر دو جلد در تابستان 1395 انتشار یافتند.


Some pages of volume nineteen; Palaces and Gardens (part 1 ):

چند صفحه از دفترنوزدهم - کاخ و ها و باغ ها (بخش اول) :


Some pages of volume twenty; Palaces and Gardens (part 2 ):

چند صفحه از دفتربیستم - کاخ و ها و باغ ها (بخش دوم) :